|
رفتنت خون در دل خورشید کرد ....اشک اندر دیده ’ ناهید کرد
|
اخرین سخنرانی رهبر شهید ۲۰/۱۱/۱۳۷۳
بسم الله الرحمن الرحیم
ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بآنفسهم (قرانکریم)
با ابراز تشکر از شما مردم قهرمان ، فداکار و مخلص که در این ماه رمضان ، به محض آنکه از شما خواسته شد که بیایید تا در اینجا جلسه یی باشد ، حضور پیدا کردید این نکته باعث امید اینجانب است که شما برای سرنوشت تان حساس هستید و بخاطر ان فکر می کنید . در آیه ء کریمه یی که خدمت قرائت کردم ، خداوند تبارک و تعالی میگوید « ما سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی دهیم ُ مگر آنکه خود شان سرنوشت شان را تغییر دهند .» مفهمو این ایه ذکر یک سنت الهی است . بعد در ایات دیگر و روایاتی که جهت تفسیر آیات روایت شده است ُ گفته می شود که در سنت الهی هیچ تغییر و تبدیلی نیست. ما مکررآ خدمت شما عرض کرده ایم که مصداق کامل و تفسیر صحیح ای آیه در زندگانی مردم ما قابل درک است . شما وقتیکه تاریخ تان را مختصرا مورد مطالعه قرار و تفکر قرار دهید ُ میبینید که ادوار مختلفی از زندگی را طی کرده اید و در این دو سال و هشت ماه مقاومت کابل هم ثابت کردید که وقتی مصمم شدید از حیثیت تان دفاع کنید خدا هم شما را یاری کرد و شما توانستید همهء زورگویان را بر سر جای شان بنشانید و آنها را وادار کنید که بعد از جنگ های بسیار خطرناک بایند و معذرت بخواهند که اشتباه کردیم من معتقدم که این مساله در تصمیم ُ ارداه ُ ایستادگی و حساس بودن شما بخاطر سرنوشت تان نهفته است . تاریخ هم اثبات کرده که در دوران عبدالرحمن ، وقتی مردم ما در مقابل این حکومت ظالم و جائر ایستادند ُ هفت سال جنگیدند . عبدالرحمن هم تمام توطئه های را که بلد بود ، در این دوره علیه مردم ما به کار گرفت از تمام نقاط افغانستان لشکر جمع کرد و از همهء اقوام به جنگ مردم ما فرستاد . شصت نفر از علمای اهل تسنن را جمع کرد و فتوی گرفت که اینها (هزاره ها)رافضی و کافر اند . اما این توطئه ها ، هیچکدام کارساز نشد ند تا اینکه امدند و از بین مردم خاین تربیت کردند و آنها را وادار نمودند که به مردم ما خیانت کنند ، این مسأله کار ساز شد چگونه کارساز شد ؟ یعنی که در اثر این خیانت شصت و دو درصد از مردم ما نابود شدند !
شما می بینید در یک کشوری که عبدالرحمن پرچمدار اسلام به حساب می آید و گفته می شود که نورستان را که قبلا کافرستان بود ُ عبدالرحمن مسلمان ساخت اما همین شخص شصت و دو فیصد مردم ما را از بین برد و از اینجا تا هند به عنوان غلام و کنیز به فروش رساند مالیات هنگفتی از این کنیز و غلام فروشی وارد خزانه ء دولت می شد که مقدار دقیق آن را کتاب »افغانستان در ژنج قرن اخیر » نوشته کرده است .
بهر صورت ، بعد از آنکه شصت و دو فیصد مردم ما نابود شدند ، محرومیت و محکومیت مردم ما آغاز شد و از ان تاریخ تا حالا که بیش از صد سال میشود ، ما محروم بوده ایم در این جامعه تحقیر می شدیم هزاره بودن عیب بود ، شیعه بودن عیب بود . تعمد داشتند که ما را به مکتب ها اجازه ندهند و به کار و تجارت نگذارند . آنچه که در این جامعه امتیار به حساب می رفت ، ما از آن محروم بودیم در زمان شاه محمود خان رسمآ به وزارت فرهنگ مکتوب می نویسند که بچه های هزاره و شیعه را در حربی پوهنتون و سایر مکتب های که ارزش دارند ، نگیرند
شما این محرومیت را سپری کردید شما در این مملکت ، غیر از اینکه جوالی کشی کنید و بار پشت کنید دیگر ارزشی نداشتید کوچی ها وقتیکه در هزاره جات می امدند ، چای و پارچه و چیزهای دیگر شان را سر بام خانه میگذاشتند و میگفتند که پول اینها را من سال دیگر از همین جا میگیرم ! این را همه ء ما و شما دیدیم لمس کردیم
اما شما مردم که قبلا در مقابل افغان ها حرف زده نمی توانستید و یک نفر که از شهر و از طرف حکومت در منطقه ما امد ُ مردها پنهان می شدند و زن ها می گفتند که در این ابادی کس نیست ، وقتیکه انقلاب شروع شد ئ شخصا تصمیم گرفتید که وضع تان را تغیر بدهید ، خدا هم شما را یاری کرد و در ظرف سه ماه تمام مناطق هزاره جات ازاد شد در اینجا باز هم شاهد بودیم که چهار نفر خاینی که قبلا در حزب خلق و پرچم جذب شده بود ، اولین منطقه ء را که رفتند، خلع سلاح کردند و سلاح های شان را اوردند ، هزاره جات بود !
در حالیکه ما می دانیم هزاره جات سلاح نداشت سلاح مال افغان ها و سرحد آزاد و جاهای دیگر بود ووقتیکه خیل کوچی بر سر مردم ما می آمد یازده تیره حتی در گردن زن های شان هم آویزان بود تنها سلاحی که در میان ما مجاز بود «موش کش » و «دان پر» و «چره یی » بود و دیگر هیچ سلاحی جواز نداشت اما با این هم در حکومت مارکسستی هیچ کس حاضر نشد که برود افغان ها و کوچی ها را خلع سلاح کند ، ولی خاینین ما پیشگام شدند ، رفتند و هزاره جات را خلع سلاح کردند ! این کار را برای نیک نامی و خوش خدمتی شان کردند .
اما مردم ما باز هم با دست خالی ، با داس و قیچی و بیل توانستند که مناطق شان را در ظرف سه ماه آزاد کنند ، مسلمآ که این کار در تصمیم و اراده ء شما نهفته بود .
شما باید این نکته را به خاطر داشته باشید که در تاریخ بعد از محرومیت ها ورنج های زیاد ، فقط یک بار برای مردم شانس داده می شود که خود شان سرنوشت شان را تعین کنند و این شانس حالا برای شما داده شده است که نباید غفلت کنید شما مردم در این جا تحقیر می شدید ، توهین می شدید ، برای شما داستان های اهانت باری ساخته بودند . شما انقدر امین بودید که برای تمام صاحب منصبها خدمتگار باشید و در کنار خانم شان زنده گی کنید ُ دراین ها هیچ هراسی نداشتند که شما خیانت می کنید ، اما بر عکس شما اینقدر امین بودید که در این مملکت از بین شما یک کاتب مقرر شود ! در این جا شما امید نبودید منفور بودید،ولی برای نفر خدمتی امین بودید ! شما این دوران را سپری کردید .
از آنجاییکه ، در داخل افغانستان محکومیت داشتیم و محروم بودیم ، طبیعی بود که در خارج هم محرومیت داشتیم و هویت ما برای کسی شناخته شده نبود . در چهارده سال جهاد که هفتاد ملیارد دالر برای افغانستان مصرف شد ، باز کسی برای ما یک دالر کمک نکرد . در کنفرانسی که از سوی موسسه های غربی که در افغانستان کار میکردند ، در این جا یک نفر از خارجی ها ، پشت بلند گو میرود و میگوید که در اول انقلاب مردم شیعه و مردم هزاره جات منطقه ء خود را ازاد کردند ، اما اکنون در این جمع از اینها کسی را نیم بینم و از کمکهای هم که برای افغانستان می شود ، برای اینها نمیرسد.
شما میدانید که آنروز غرب به حدی از اتحاد جماهر شوروی ارسیده بود که در افغانستان هر دستی که برای مبارزه روس ها بلند می شد ، بدون آنکه نگاه کند که این دست چه دستی است یک «کلاش »برایش می داد که مبارزه کند مسلم است که این کمک ها برای خود مردم افغانستان نبود ، بلکه برای ترس از روسها بود . اما با اینهم یکی از مسئولین جهادی افغانستان پشت بلند گو میرود و بیشرمانه میگوید که این مسآله را من جواب میگویم بعد میگوید که اگ به این ها دوا کمک کنید ، احیانآمواد غذایی کمک کنید ، من موافق هستم ، ولی این ها که مبارزه کرده و منطقه ءشان را ازاد کردند ، ایران به این ها یک مقدار اسلحه داد و حالا در بین خود شان جنگ دارند ، اینها ظرفیت آن راندارند که از نگاه تسلیحاتی به آن هاکمک شود ! یعنی با این حرف برای خارجی ها اشاره داد که این ها وابسته ء ایران اند و شما احتیاط کنید . گب اصلی ، این بود .
شاید خیلی ها از مردم ما فکر کنند که شاید رهبران و مسئولین ما نخواسته اند که کمک های دنیا را بیاورند و در هزاره جات سرازیر کنند ، یعنیاینها با کمک خارجی مخالفت کردند در حالیکه واقعیت چنین نبود و ما محکومیت داشتیم و این محکومیت برای ما محکومیت تاریخی بود ، در چهارده سال جهاد برای افغانستان هفتاد ملیارد دالر مصرف شد و اکثریت قاطع ان هم در پاکستان مصرف شد یعنی از بهای خون این مردم در آنجاها خانه ساخته شد ، اما برای مردم ما یک دالر همی نرسید !
از نگاه طبیعی هم وقتی که نگاه کنیم ، سرزمین های که در افغانستان ارزش داشتند ،زراعت می شدند و مال ما بودند ، در دوران عبدالرحمن برای کوچی ها داده شده بودند . باقی حصص هزاره جات را هم عبدالرحمن فرمان داده بود که بروید و بگیرید آنها بخاطر سردی و دیگر مشکلاتش قبول نکرده و از این خاطر مانده است بعدآ یک مقدار علف که در بعضی جا ها بود ، کوچی ها را دادند که این علف ها را هم مال هزاره جات حق ندارد بچرد ، باید مال دیگران بچرد . بعد از این چهارده سال جهاد تنها چیزی که برای مردم ما رسیده همین است که کوچی از سر شان کم شده است دیگر در کشت و شبدر و رشقه ء شان مال کوچی نمی چرد ، بلکه خود شان می توانند از حاصل آن برای گاو و مال خود استفاده کنند .
مردم ما از روی مظلومیت و محرومیت از دیر زمان آمده و در کابل جا گرفته بودند ، وقتیکه دولت مارکسیستی سقوط کرد ، همگی مسلح شدند و مناطق زیادی را در دست گرفتند . این پیش آمد خلاف انتظار همه بود و فکر نمی کردند که این مسآله به این شکل پیش بیاید . لذا تصمیم گرفتند که مردم ما را بر دارند و سلاح شان را بگیرند تا اینها دیگر این هویت را نداشته باشند برای این کار دو سال و هشت ماه با ما جنگیدند .
در این جا من برای شما اطمنان می دهم که اگر شما مردم هم چنان مصمم باشید که خود تان سرنوشت تان را تعیین کنید ، از خدا رو نگردانید و توجه به خدا داشته باشید ، هیچکس توان آن را ندارد که بدون انکه سرنوشت شما تعین شود و حق شما برای تان برسد ، سلام تان را بگیرد (تکبیر مردم) این مسآله تجربه شده است یعنی در جنگ اول ، دوم ، سوم تا چهارم هیچ جریانی در افغانستان وجود نداشت که با و شما جنگ نکرده باشد . سنگرهای ما و شما هم درهمین غرب کابل ، خانه به خانه بود . ولی وقتی شما خواستید ، خدا شما را یاری کرد و همه این مناطق پاک شد . دشمنان از قندهار از هرات از تخار از بدخشان از هلمند و از همه جا که بر علیه ما لشکر کشیده و امدند ، مرده پس بردند . این تجربه شده است و حالا هم برای شما میگویم که کسی به زور بالای ما موفق نمی شود اما اگر کسی از میان مردم بیاید و خاین شودو خیانت کند ُ امکان داد که تاریخ تکرار شود و من در این باره هیچ بحثی ندارم ، شما میدانید که در افشار خیانت شد ، ضربه دیدیم ، در بیست و سه سنبله توطئه بود ، ضربه دیدیم. والا یک وجب سنگر مردم ما را کس به زور گرفته نمی تواند .
لهذا ما هیچگاهی طرفدار جنگ نیستیم و از اول نهم نبودیم از اول اینها در پیشاور دولت تشکیل دادند و گفتند که گب شیعه ها و هزاره ها را بعدآ میزنیم ماآنوقت در این طرف پل چرخی ، در ریاست هفت موقعیت داشتیم ، اگر ما میخواستیم جنگ کنیم ، همانجا صبغت الله مجددی را وارد شدن نمیگذاشتیم . ولی ما این کار را نکردیم و از هیمن حکومتی که ما را شریک نکرده بود و گفته بود حرف این ها را بعدآ میزنیم ، امیدم استقبال هم کردیم و وارد مذاکره شدیم با صبغت الله به توافق رسیدیم و این توافق هنوز اعلان نشده بود که اتحاد سیاف جنگ را علیه ما شروع کرد .
حالا هم ما طرفدار جنگ نیستیم ، با طلبه هم که آمده اند طرفدار جنگ نبودیم و نیستیم ، ولی برای مردم خود حقوق میخواهیم هرکس بیاید و این حق مسلم مردم ما را که در تصمیم گیری مملکت شریک باشند و یک چهارم سهم داشته باشند ، احترام بگذارد ، عاشق قیافه ء هیچ کسی نیستیم با ایشان مذاکره میکنیم و مسایل را حل میکنیم (تکبیر حضار)
بر این اساس ما نزد طلبه ها نفر فرستاده ایم که مذاکره کنیم از اینطرف اقای ربانی هم پیش من نفر فرستاده بود که طلبه ها همه را تهدید می کنند ، اختلافات خود را کنار بگذاریم ، دفاع مشترک کنیم ، ما گفتیم حرف نداریم . حالا هم برای شما میگویم که شما دو چیز را مد نظر بگیرید : یکی توجه به خدا داشته باشید که خدا از همه قویتر است و هیچکس در مقابل قدرت او نیست . این یک مسآله است و دیگر هم اینکه پیر ، جوان ، مرد ، زن ، کوچک ،وبزرگ متوجه باشید که کسی در میان شما خیانت نکند . اگر احیانآ خاینی می آید و خلاف منافع شما تبلیغ می کند ، وحشت وتشویش ایجاد می کند ، باید دستگیر کنید و بیاورید که جزا بدهیم
شما باید بدانید که اگر به این دو مسآله توجه نکنید یک بار دیگر تاریخ تکرار می شود و باز اگر از این شانس گذشت و محروم شدیم صد سال دیگر ضرورت دارد که شما باز به این موقعیت برسید این را متوجه باشید .
ما حالا سد دفاعی کامل تشکیل داده ایم بیشتر از هزار نفر نیروی جنبش را که در آنطرف شهر بود ، دیشب منتقل کردیم و در اینجا اوردیم چون اقای حکمتیار خبر داده بود که ما نیروهای خود را بیرون می کشیم ، اینقدر که دیگران نظاره کردند یک مقدار ما هم نظاره میکنیم تا ببینیم که چقدر میتوانند از خود شان دفاع کنند بلا فاصله نیروی جنبش ر ا اوردیم و در اینجا جا دادیم حالا از گذرگاه تا آنطرف هوتل زلمو خط دفاعی تشکیل داده شده و از اینطرف هم در قلعهء قاضی و کوه قوریغ خط دفاعی کاملآ تشکیل شده وشما هیچ تشویش نداشته باشیدو مطمعین باشید . اگر طلبه ها آمدند و مذاکره را قبول کردند ، و برای ما حق قایل شدند ، ما هیچ جنگی نداریم وقتیکه دراین مملکت حق مردم ما تامین شود و در سرنوشت خود شریک باشیم ، به سلاح هم هیچ کار و ضرورت نداریم ولی اگر کس بیاید و به ما حق ندهد و سرنوشت ما معلوم نباشد ، این سلاح به عنوان ناموس شیعه وهزاره است و کس این سلاح را به زمین نمیگذارد و به کس تحویل نمی دهد (تکبیر مردم) .
با شورای نظار هم جلسه داریم ، ارتباط دارند آتش بس شود ، چند بار مکرر هم گفته اند چون خود آنها در چهار اسیاب با طلبه ها درگیر شده و بین شان نفر کشته شده است و طلبه ها اصرار دارند که اول مناطق حزب را به ما تسلیم کنید ، بعد از آن با دولت حرف میزنیم اینها مقاومت کردنده اند تا حالا دو باره هیآت فرستاده اند که کدام نتیجه نداده است . با اینطرف هم تماس دارند و در ظاهر میگویند که ما با شما هیچ جنگ ندایم شما آتش بس را رعایت کنید اما شما مردم میدانید که اینها توطثه و دسیسه زیاد کرده اند از این جهت حالا هم باید مواظب باشید .
و اما امروز در این وقت روزه ، که آمدم شما را مزاهم شدم و خواستم که با شما صحبت کنم برای این بود که در این جا شایعه پخش شده بود که آقای حکمتیار نیرو های خود را بیرون کشیده است و بعضی ها در آنطرف در بازار ها تبلیغات می کنند و ایادی خود را در این جا هم فرستاده اند که گویا ما از بین شما فرار کرده ایم و در بین شما نیستیم . از این جهت برای شما تشویش خلق شده بود و من خواستم که از نزدیگ با شما صحبت کنم و این تشویش را رفع کنم .
من در اینجا میگویم که من هیچ منافعی غیر از منافع شما مردم ندارم . اگر من میخواستم که روی منافع شخصی خود فکر کنم ، در این دو سال و هشت ماه هم در کنار شما نمی نشستم (تکبیر مردم )
و این را برای شما اطمنان میدهم که کمک و یاری از خداست و ما به این خاطر پرگویی نمی کنیم ،به امید شما و رحمت الهی ، از خدا هیچ وقت نخواسته ام که من بدون شما ، به جایی بروم تا جان خود را نجات دهم و شما را در معرکه تنها بگذارم ، نه ، این را از خدا نخواسته ام (تکبیر مردم) خواسته ام که در کنار شما ، خونم اینجا بریزد و در بین شما کشته شوم (تکبیر مردم) و خارج از کنار شما ،زنده کی برایم هیچ ارزشی ندارد .
اینها در انطرف تبلیغ می کنند ، خیال خود شان کرده اند که از اینجا فرار کرده اند و در انجا رفته اند که خانه ء این دولت- آباد که ما را در اینجا پناه داده اند و گر نه کجا می شدیم(خندهء مردم) آنها برای خود شان اند .
و شما مطمئین باشید که ما در این جا در کنار شما هستیم و از خداخواسته ایم که در زندگی خود حقوق شما را هم از همه بگیریم و از خدا میخواهم که آن روز که حقوق شما را گرفتیم برای ما توفیق شهادت را بدهد که در بین شما به شهادت برسیم (تکبیر مردم )
ماه رمضان است . از وقت هم گذشته است از اینکه شما را مزاهم شدم و در این وقت زحمت دادم ،می بخشید این ماه ، ماه خداست ،ماه رحمت است و ماهی است که خدا همه بندگانش را به مهمانی دعوت کرده است ،ماه اجابت دعا است ، و ما از شما تقاضا میکنیم که شب ها در مسجد جمع شوید ، احیا کنید دعا کنید که خدا شما را یاری کند و این ذلت گذشته ، بالای شما تکرار نشود (آمین مردم )
باز هم میگویم که شما آنطوریکه در قبل سنگرها را کمک میکردید ، و به انها رسیده گی میکردید حالا از شما تقاضا میکنیم که سنگر ها را مواظبت کنید حتی الامکان آنچه در توان شما است ، کمک کنید ، بچه ها را تشویق کنید و اگر از خائنین کسی می اید ، تبلیغ سوء می کند و هدفی برای خرابکاری دارد بلافاصله دستگیر کنید و به کمیته ء امنیت حزب وحدت هبر دهید که تاریخ بالای ما و شما تکرار نشود .
با تمام توان برای رفاه و امنیت شما و برای شما در تلاش هستیم (تکبیر مردم ) چه از راه مذاکره باشد ، مفاهمه باشد - در داخل و خارج اقدام کرده ایم - چه از راه دفاع .
والسلام علیکم و رحمته الله و برکاته
مزار او زیارتگاه همیشگی خواهد بود:
علاء الدین بروجردی
... مقاومت مردانه او در غرب کابل ، علیرغم اینکه او نیز می توانست همانند دیگر رهبرانی که فرار را بر قرار ترجیح داده اند ، از صحنه بگریزد و جان سالم بدر برد، از وی یک رهبر جاودانه برای شیعیان افغانستان ساخت و به همین دلیل است که امروز او را شیعیان افغانستان و حتی دیگران او را به عنوان اسوه مقاومت و پایمردی و سمبل رشادت و مردانگی می شناسند. تجلیل از مزاری پس از شهادت و تشییع چند روزه ی او بر روی دستان شیعیان مناطق هزارستان و بدرقه او با چشم اشکبار صدها هزار تن ازمردم، همه نشان از این عشق و علاقه دارد. بدون شک "مزار" او در مزار شریف زیارتگاه همیشگی دوستداران و پیروان او خواهد بود.
توطئه شهادت او توسط مزدوران و بیگانگان، نه فقط خیانت به شیعیان، بلکه به همه ملت افغانستان بود.
حضرت صبـغت الله مجددی
شهادت آقای محترم استاد عبدالعلی مزاری فاجعه ای است که به هیچ زبانی نمی توان اظهار تاثر نمود. شخصیتی که مجاهد، مبارز، شجاع، و پاک طینت بود، ضایعه ای است جبران ناپذیر که مارا و همه همبستگان ما را تکان داده و نهایت متاثر ساخته است. این عمل یک گروهی ظالم و متجاوز را به نام "طالبان" جدا تقبیح نموده و محکوم می کنیم و برای آن مرحوم و شهید از بارگاه رب العزت جل علی شانه جنت برین و فردوس و برای منسوبین و بازماندگان شان همه افراد حزب وحدت اسلامی صبر جمیل و اجر جزیل مسئلت می نمایم
دوست و دشمن اورا دلسوز و عدالت خواه می دانستند:
آیت الله صالحی
( مدرس )...
استاد شهید در میان جامعه افغانستان آنقدر مطرح شده بود که دوست و دشمن از او به عنوان یک انسان دلسوز و عدالتخواه و یک رهبر فرزانه یاد می کرد و هر ملتی و قومی به مزاری به عنوان حامی طبقات محروم نگاه می کرد و اورا تجسم عینی خواسته ها و آرمان های بر حق خود میدانست. به عنوان مثال جنرال دوستم در پیامش چنین می گوید: « شهادت استاد مزاری ضایعه بزرگ و جبران ناپذیر است که تنها به حزب وحدت اسلامی تعلق ندارد، آن خنجری که قلب پاک عبدالعلی مزاری را از حرکت بازداشت و خون مقدس اورا فرش زمین ساختقلب همه مسلمانان کشور را به خصوص ملیتهای محروم افغانستان را زخمی ساخته است.»شهید مزاری
(ره) در راه ایجاد حکومت اسلامی با پایه های وسیع آن در افغانستان تلاشهای بی وقفه و مستمری داشت، حکومتی که همه اقشار جامعه افغانستان در آن سهیم باشند و حقوق همه ملیت ها رعایت شود. او می گوید: " ما جهاد را آغاز کردیم تا اولا این حکومت ملحد را ازبین ببریم و تجاوز روس ها را سرکوب کنیم و ثانیا یک حکومت اسلامی که منافع همه مردم مارا تامین کرده و عدالت اجتماعی راتحقق بخشد و حق پایمال شده کلیه ملیت های مظلوم و محروم جامعه را اعاده نماید، در افغانستان به وجود آوریم."
اندیشه تاریخ ساز:
حیات الله بلاغی
واقعیتهای جاری در بستر زمان ثابت ساخت که مزاری نمرده و هرگز نخواهد مرد. مزاری به جاویدانگی پیوست.او که از میان دریا دریا رنج بی پایان مردم ما برخاسته بود، آرزوهای تاریخی مردم مارا فریاد می کرد. به این دلیل مردم ما مزاری را مجسمه اراده و مجسمه غرور و حیثیت مردمی خود می دانستند. مزاری دیگر از قالب یک شخص و یا یک فرد فراتر رفته بود، قالب تنگ شخصی در اندیشه و عملکرد تاریخ ساز او درهم شکست و مزاری تبدیل به یک ملت شد و ملت هرگز نخواهد مرد. مزاری پرچمدار آزادی و عدالت در افغانستان بود. ما معتقدیم که مکتب آزادی و عدالت هرگز بسته نخواهد شد، بنابراین مزاری جاویدانه زنده است.
تجلیل از مزاری ، تجلیل از سرنوشت مردم ما است. تجلیل از مزاری، تجلیل از حیثیت ، شخصیت و آزادگی و غرور مردم ماست. مزاری بزرگ درست است که از قبیله و از میان محرومین قوم هزاره برخاسته است، ولی مزاری در حقیقت امر، فرزند صادق یک ملت بود. هیچ افغانستانی آزاده و شریفی نمی تواند نقش مزاری بزرگ را در ایجاد وحدت ملی در افغانستان انکار کند. راه مزاری و اندیشه مزاری به عنوان اندیشه تابناک آزادی ، برابری و برادری ملیت ها ی مسلمان ساکن در افغانستان و به عنوان یک اندیشه ناب عدالت اجتماعی در سینه تاریخ مبارزات آزادی خواهی ملت غیورو قهرمان و سر بلند افغانستان باقی خواهد ماند.
جریحه بزرگ:
علامه سید محمد حسین فضل الله لبنانی
شهید مزاری مردی بود که صحنه های جهاد افغانستان شاهد حضور او بود... . و شهادتش جریحه بزرگی در حق اسلام و انسانیت است.
عدالت برای مزاری مبنای فکری و عقیدتی داشت
:دکتر رسول طالب
مزاری برای افغانستان فکر می کرد و برای سر نوشت ملت افغانستان و برای مردم مظلوم و در بند کشیده ای خویش اندیشه می کرد. مزاری چه می گوید؟ مزاری می گوید:
بیاییدنظام سیاسی آینده کشور را بر مبنای عدالت استوار کنیم. عدالت مبنای شکل گرفتن نظام سیاسی افغانستان باشد. به خاطری که نظام سیاسی گذشته با انحصار قدرت ، برای کشور و ملت افغانستان فاجعه بود و فاجعه است. شرایط عینی افغانستان ایجاب می کند مصالح ملی افغانستان مارا نا گزیر می کند که نظام سیاسی آینده کشور را بر مبنای عدالت استوار کنیم. تبعیض را از بین مردم افغانستان رفع کنیم. مردم افغانستان که با دست های کشور را از کام اشغال روس بیرون کرده بودند، این هارا در تشکیل نظام سیاسی آینده کشور سهیم نماییم و این، مبنای تمام موضعگیری های مزاری در طی دوران زندگی او بود.
در ازهان بیشتر مردم اینگونه مطرح است که مزاری عدالت را به خاطر ملحوظات قومی پافشاری کرد و بنیان گذاشت. مزاری از عدالت تنها می خواست هزاره های مظلوم را که در طول ده ها سال در این کشور ریسمان به دوش بوده اند، نجات دهد . بلی این یکی از هدفهای مزاری است. بی تردید ، او نمی توانست بیشتر از این شاهد مظلومیت و محرومیت و ریسمان بدوشی قوم خود باشد. اما بحث عدالت برای مزاری مبنای عقیدتی و فکری داشت. عدالت یک مفهوم قرآنی است . عدالت ریشه در دستورات خدایی دارد. او به اسلام به عنوان یک نظام نجاتبخش و به عنوان یک نظامی که انسان ها را نجات می دهد ، عقیده داشت. او معتقد بود که نظام اسلامی در افغانستان تنها راه خروج از بحران کشور است و عدالت در نظر او ریشه دینی و قرآنی داشت. مزاری عدالت را مبنای ایجاد نظام سیاسی آینده کشور می دانست. از این رو دیدگاه مزاری برای ایجاد عدالت ریشه ای عقیدتی و ملی داشت وهیچگاه بر سکتاریزم هزاره گی و شیعی بنا نبود.مزاری بزرگ با بصیرت و عمق اندیشه و با دلسوزی برای این کشور و برای تمام ملت افغانستان این طرح را داد. طبیعی است که وقتی عدالت تحقق پیدا می کند، وقتی نظام سیاسی بر مبنای عدالت در این کشور استقرار یابد، اولین کسانی که از آن سود خواهند برد، آنهایی اند که در طول ده ها سال ریسمان به دوش بوده است، آنهایی سود خواهند برد که از تمام امتیازات این کشور محروم بودند. آنهایی در قدم اول سود خواهند بردکه در طول تاریخ این کشور من حیث تبعه برابر در درون افغانستان به ایشان ملاحظه نشده است و تمام حقوق سیاسی و اجتماعی شان پایمال شده است.
ولی این کل مسئله نیست . وقتی عدالت تامین می شود ، افغانستان نجات پیدا می کند، کشور دارای یک نظام اسلامی می شود ، حاکمیت ملی کشور اعاده می شود . استقلال ملی این کشور تامین می شود وافغانستان سر بلند و آزاده آماده می شود برای اینکه این کشور ویران و خراب شده را آباد کند ملت افغنستان فعلا با دو امر عظیم و بزرگ روبرو است: ایجاد یک نظام سیاسی در افغانستان و بازسازی این کشور خراب شده . بر اساس تفکر مزاری و بر مبنای اندیشه دلسوزانه ی او ، با تحقق عدالت و با مدار قرار گرفتن عدالت برای سیستم سیاسی آینده است که ملت افغانستان قادر خواهند شد این دو امر عظیم و بزرگ را انجام دهند.
خسارت بزرگ
:شیخ مهدی شمس الدین رئیس مجلس اعلای شیعان لبنان
شهادت مزاری و همراهان نیکوکارش توسط گروه طالبان خسارت بزرگی برای امت و ملت مسلمان افغانستان به حساب می آید.
بعد فرهنگی شخصیت شهید مزاری:
سیداسحاق شجاعی
بعضی ها گمان می کنند استاد مزاری شخصیتی صرفا سیاسی- نظامی بود. در حالی ایشان اهمیت خاصی به بعد فرهنگی انقلاب اسلامی قائل بودند. و در این جهت بیش از هر شخصیت دگری تلاش کرده و موثر هم بوده به عنوان نمونه می توانیم از تاسیس مجله "حبل الله"نام ببریم که در همان سالهای اول آغاز انقلاب به دست توانای رهبر شهید بنا شد و با حمایت های آن مرد بزرگ بیش ازتمام نشریات جهادی عمر کرد و هنوز هم ادامه دارد. در آخرین سفرشان به ایران ماهنامه "میثاق وحدت" و "هفته نامه وحدت" راتاسیس کردند که هفته نامه به خصوص در چند سال انتشار خود از لحاظ فرهنگی نقش مهمی را در جامعه ایفا کرد و به نشریه وزین و معتبر و مردمی تبدیل شد.
استاد شهید در سفر آخر خود به ایران با اینکه سرش شلوغ بود و تمام وقت مشغول سرو سامان دادن به حزب و اعزام کاروان به داخل بودند، بازهم برای سرو سامان دادن به کارهای فرهنگی تلاش می کردند. از جمله تعدادی از عناصرفرهنگی را موظف کردند تا برای مدارس افغانستان کتاب درسی تهیه نمایند. همچنین طرحی داشتند برای تاسیس یک نهاد فرهنگی تا تاریخ انقلاب اسلامی افغانستان را تدوین کنند.
در این راستا با بعضی از برادران فاضل صحبت کرده بود و قرار بود آن را در جمع شورای مرکزی در بامیان به شورا بگذارند و بعد از تصویب ، کار شروع شود. اما چیزی نگذشت که حوادث مزار شریف و بعد آزادی کابل پیش آمد و استاد به استقبال آن حوادث بزرگ رفتند و مسائل پی گیری نشد.
نمونه دیگر از علاقه استاد به مسائل فرهنگی: حقیر مقاله ای نوشته بودم در زمینه بررسی حرکت ضد دولتی مردم در یکی از مناطق شمالی کشور. ایشان از کسی شنیده بود که فلانی در این مورد نوشته ای دارد. ازمن خواستند آن نوشته را خدمت ایشان ببرم و بردم. نوشته را باداستانی گرفتند و گفتند: شب می خوانم و فردا می آورم.
باورم نمی شد که ایشان با کارو تلاشی که روزها دارند و خستگی که به وجود می آید، شب بتوانند آنهارا بخوانند. فردا که آمدند با اینکه نوشته و داستان بیش از 40 صفحه دست نویس بد خط بود، همگی را با دقت تمام خوانده بود و در هر دو مورد انتقادات سازنده و اصلاحی داشتند.
عرصه دار میدن عمل
:سید حسین موحد بلخی شاعر و نویسنده
باید گفت که استادشهید حداقل در سه میدان و ساحه در زمان حاضر در میان همگنان خود بی نظیر ، منحصر به فرد و نمونه بود:
در ایمان - به تمام معنی کلمه- و این که همه چیز را برای خدا و رضای محبوب و معشوق ازلی می خواست، ویژگی ای که تا آخر عمر شریفش دوام داشت. این ویژگی از کودکی ، طبق نقل قول شاهدان و از جوانی و ایام تحصیل، بر طبق چشمدیدهای خودم و نیز در عنفوان شکوفایی و طلوع تا دم شهادت در استاد شهید تبارز داشت.
عمل صالح و اینکه به هر آنچه معتقد بود واقعا عمل می کرد. تمسک عملی شهید مزاری بزرگ به اخلاقیات و اعتقادات دینی و اسلامی حریت آور، نمونه و بی بدیل بود. استاد شهید هر آنچه را که می گفت و به هر آنچه که دعوت می کرد، پیش از همه و بیش از همگان بدان عمل می کرد. او نمونه برجسته ی رفتاری کیش و اعتقاد پاکش بود. اعتقاد و عمل صالح استاد شهید در راستای فرامین دینی در حد تعصب و سرسختی بود... .
استقامت و پاداری ایشان در ساحه ی ایمان و عمل اگر نگوییم بی نظیر، حداقل کم نظیر بود. و جود عوامل فوق در آن بزرگمرد و تبارز عینی آن ها ، مزاری را یک سرو گردن از همگان و همگنان بالاتر ساخته بود.
زنگ خطری برای مسلمانان
:آیت الله امامی کاشانی یکی از علمای برجسته ایرانی و امام جمعه تهران
... این عمل ناجوانمردانه و ظالمانه استکبار جهانی و آمریکا که به دست گروهی فاسد و مفسد انجام شد را توطئه ای علیه مسلمانان و جهان اسلام وبه ویژه مسلمانان افغانستان می دانیم.
مردم افغانستان باید بدانند که هدف اصلی استکبار جهانی ایجاد تفرقه میان شیعه و سنی است و به شهادت رساندن رهبر حزب وحدت عبدالعلی مزاری اقدام ظالمانه بوده و ادامه دادن این اقدام دشمنان باید به مثابه زنگ خطری برای همه مسلمانان جهان و وحدت شیعه و سنی باشد.
راهش تاروز قیامت تعقیب خواهد شد
:سید منصور نادری رهبر فرقه اسماعیلیه افغانستان
... یقین کامل داریم که راهش الی یوم القیامه تعقیب خواهدشد، زیرا نهال حزب وحدت اسلامی افغانستان را که با خون خویش آبیاری کرد و با درایت و جهانبینی وسیع و مکتبی ، به باروری رسانیده است هر روز از روز گذشته با قدم های متین ، قامت های رسا و قلب های پر از وحدت پرستی به سوی نور و روشنی آزادی و استقلال کامل عقیدوی و فکری به پیش می رود.
... ضایعه بزرگ رهبری وخالی بودن جای آن برادر و دوست گرامی را همیشه در جوار خویش احساس نموده و عطیه دعای همیشگی روح آزادمنش شان را در جوار حق سبحانه تعالی استدعا می نمایم.
آرمان رهبر شهید عدالت سیاسی و اجتمای بود
:اکرم گیزابی
مبارزه رهبر شهید، مبارزه در برابر ظلم و ستمی بود که قرن ها بر مردم ما می گذشت. آرمان ومبارزه او را عدالت سیاسی و اجتماعی تشکیل میداد و او می خواست که در کشور نظامی بر قرار گردد که در ساختار آن کلیه اقشار ملت افغانستان سهیم باشند.
شهید مزاری حقیقتا شخصیت استثنایی بود. متدین و متعهد، صادق و قاطع و صریح ، دور اندیش و آرمانی و با بینش سیاسی بود که با شخصیت جذاب خویش ملت خود را بیدار کرد. او حاصل کمیابی از جامعه ما بود که چون معلم بزرگ در ایده ی اسلامی و رهبری پرورش یافته بود. او به مردم فهماند که جهاد در راه صلح و عدالت و رفع تبیعضات مذهبی و نژادی و ... اساس زندگی است و تنها راه آزادی و موفقیت است. اوهمواره با ملتش از نزدیک در تماس بود. به تمام خواسته و آرزوها، اشتیاق ها و محرومیت های آن ها آشنا بود. شهید مزاری یک زندگی روحانی ای خالی از زرق و برق و تجملات دنیوی داشت و به بهترین وجه در یافته بود که هدف نهایی یک مسلمان این است که برای انسانهای محروم کار و تلاش کنند و در جستجوی عدالت باشد. رها بودن از بند نفس و آمادگی او برای بالاترین فداکاری ها در راه انقلاب و عدالت خصوصیت دگر ایشان این بود که در دشوارترین شرایط، علیرغم خطرات، آزار و اذیت ها و مخالفین بی شمار نه از خط عدالت خواهی عدول کرد و نه تسلمی ظلم و کذب شد و نه ملت خود را تنها گذاشت. او بدون ترس ، توده مردم را از معانی و مفاهیم اسلام و عدالت و روش های حق طلبی آگاه می کرد و پیروان خود را تشویق به پیشتازی می نمود. او هرگز به خاطر سود شخصی و دست یابی به موفقیت شخصی تن به مصالحه و سازش نداد. او دو هدف را شتابان دنبال می کرد: یکی آزادی محرومین و ستم دیدگان و دیگری جامه عمل پوشاندن به آرزوی ملت جهادگر افغانستان _ که حکومت اسلامی است_ و در این راستا با فرقه گرایی ، نژاد پرستی ، تجزیه طلبی مخالفت می کرد
تذکر ! این بخش بزودی فعال خواهد شد
( يکشنبه ۶ / ۲ / ۱۳۷۱ )
برگرفته شده از ویبلاگ جعفر عطایی
خبرنگار : آقای مزاری با سلام و عرض تبريک پيروزی انقلاب اسلامی افغانستان چند سوال دارم . امروز ما در کابل شاهد پيروزی رزمندگان اسلام بوديم . چيزی که به چشم می خورد و خيلی جالب بود ٬ همکاری و خوشحالی مردم و مجاهدين افغانستان بود ٬ از يکسو و از سوی ديگر چيزی که من حداقل می توانم بگويم کمتر انتظار داشتم ٬ همکاری همهء مجاهدان افغانستان وابسته به گروه های مختلف با همديگر بود و تلاش شان برای حفظ امنيت . به طوری که مردم به خيابان و سر کوچه آمدند و با مجاهدان بودند . نظرتان در مورد اين پيروزی و اوضاع فعلی کابل و تاثير آن در ساير نقاط افغانستان چيست ؟
استاد مزاری : بسم الله الرحمن و الرحيم ٬ اين پيروزی را به مسلمانان جهان و مخصوصا مسلمانانی که بعد از ۱۴ سال مبارزه و مقاومت امروز پيروز شدند ٬ در پايتخت اين را برای همهء اينها تبريک می گويم . ارزيابی ما از مساله اين است که اين رنج و مشقتی را که اين مردم در طول ۱۴ سال کشيده بودند ٬ امروز خاتمه پيدا کرد . نتيجه اين مساله هم همين شادی و استقبال مردم بود که از مجاهدين کردند و اين مراسم استقبال و خوشی را راه انداختند و ما برای مردم خود پيام می دهيم که مطمئن باشند . امنيت شان اعم از مالی و جانی تامين شده است و ظلم ديگر به آخر رسيد و تمام شد و يک حکومت عدل اسلامی که تامين کنندهء حقوق همهء مليت های محروم در طول تاريخ افغانستان باشد ٬ تشکيل خواهد شد و از طرف مجاهدين اعلام خواهد شد . از همه جهات اين مردم خاطر جمع باشند .
خبرنگار : استاد ! فکر می کنيد چند روز آينده اوضاع افغانستان چگونه خواهد بود و چگونه پيشبينی می کنيد ؟
استاد مزاری : ما اوضاع آينده را بسيار خوب می بينيم بر اساس اينکه حرکت مجاهدين که يک ماه قبل از شمال شروع شده و امروز در کابل خاتمه پيدا کرد . اين حرکت همه شان دليل بود بر اينکه مردم پيروزی مجاهدين را می خواستند . لذا از مجاهدين حمايت کردند . اين قدرت به صورت دولت پيدا کرد و امروز هم در کابل که نقطهء آخر بود اين مساله تحقق پيدا کرد و ما آيندهء روشن و درخشان را برای مردم پيشبينی می کنيم .
خبرنگار : استاد ! چه موانعی را در راه چند روز آينده يا مسايل را پيشبينی می کنيد ؟
استاد مزاری : در رابطه با موانع البته زياد است . دخالت های بيجا از خارج است که تحميل می شود و تنگ نظری هايی از بعضی گروه ها است که در طول ۱۲ سال اين مساله را اعمال کرده اند . ولی مردم ما و مجاهدين قهرمان و قوماندان های دلير کشور که در داخل اقدام به اين کار کردند ٬ با درايت و ظرافتی که دارند ٬ اين مشکلات را انشاء الله رفع می کنند و حقوق همهء مردم را در نظر می گيرند و حتی دخالت های خارج را هم قطع می کنند . به زودترين فرصت از خود مجاهدين از داخل يک حکومت دلخواه که تمام جوانب و مشکلات مردم در نظر گرفته و امنيتش را تامين کرده و حقوقش را در نظر گرفته به وجود می آيد که خواستهء مردم همين است و مردم هم از اين حکومت حمايت می کنند و هر حکومتی که از خارج بيايد مردم افغانستان ثابت کرده که نمی پذيرد . فقط مردمی که از سنگر برخاسته و جهاد را آغاز کردند و اين پيروزی را به دست آوردند ٬ حکومت مال اينها است و ملت هم از اينها حمايت می کند .
خبرنگار : استاد ! به عنوان آخرين سوال ٬ شما به عنوان يکی از رهبران بزرگ حزب وحدت اسلامی ٬ چه پيامی به نيروهای حزب وحدت اسلامی که هم اکنون بخش زيادی از مناطق کابل را تحت کنترل دارند داريد . با توجه به اينکه اين نيروها با نيروهای احمد شاه مسعود هماهنگ هستند و با ايشان همکاری دارند ٬ چه پيامی به نيروهای خودتان در حزب وحدت داريد ؟
استاد مزاری : پيام ما به اين رزمندگان اين است که همان طوری که کليد پيروزی را از مزار شروع کردند ٬ با هماهنگی ٬ اتحاد و وحدت ٬ حقوق همديگر را در نظر گرفتند و آزادی را از آنجا شروع کردند و امروز در کابل اين آزادی تحقق پيدا کرد . پيام ما به عزيزان اين است که با همين شکل ٬ وحدت و هماهنگی شان را حفظ کنند و با همين شکل برای ادارهء دولت و تامين امنيت مردم ٬ مال و جان مردم را در نظر گيرند و همان طوری که در مزار مردم استقبال کرد و تا حالا آرامی است ٬ اين نمونه را در کابل پياده کنند تا به زودترين فرصت شورای انتقالی تشکيل شود و تشکيلات آينده درست شود . تعرض به مال و جان مردم و تعصبات بيجا بخرج ندهند . فقط آن کسانی که برای اخلال دست بزنند جلو اخلالگران را بگيرند و برادری و هماهنگی در همان شورای عالی جهادی را که تشکيل داده از همان پيروی بکنند . اين خواست ما است از اين عزيزان . اميد داريم که برادران هم رعايت بکنند .
خبرنگار : تشکر . يکبار ديگر اين پيروزی را به شما و بر مردم افغانستان تبريک می گويم .
مصاحبهء استاد مزاری با خبرنگار بی بی سی
حزب وحدت اسلامی عمده ترين حزب مجاهدين شيعه افغانستان که از حمايت ايران برخوردار است اعلام کرده تا زمانی که به اقليت های قومی سهم بسزا داده نشود به مخالفت خود با حکومت اسلامی جديد در کابل ادامه خواهد داد .
سودابه جوادی در بررسی موضع کنونی شيعيان افغانستان و حزب وحدت اسلامی چنين گزارش می دهد : از نظر بسياری از شيعيان افغانستان ٬ پيروزی مجاهدين در کابل کامل نشده است . هرچند که بعضی از گروه های شيعه در دولت اسلامی جديد شرکت دارند ولی حزب وحدت اسلامی که به گفتهء وی بخش بزرگی از کابل و نيز ولايات مرکزی افغانستان را در اختيار دارد از شرکت در آن خودداری می کند . بخش اعظم شيعيان افغانستان متعلق به جامعه قومی هزاره اند و از ديرباز ٬ پشتون ها که اغلب سنی اند و ادارهء امور به دست آنها بوده است ٬ به اين اقليت به ديدهء تحقير می نگريسته است . شيعيان می گويند که در طول تاريخ افغانستان در صحنهء قدرت به آنها نقشی داده نشده است و به نظر بسياری از آنها مقامات دولت جديد هم برای تغيير اين وضعيت از خود کوشش زيادی نشان نمی دهد . کرس پاور ٬ خبرنگار بی بی سی که در کابل هست ٬ با آقای عبدالعلی مزاری ٬ سخنگوی حزب وحدت اسلامی گفتگويی داشت و از او پرسيد که خواسته های حزب وحدت چيست . دولت تازهء افغانستان چه اقداماتی را برای جلب حمايت اين حزب بايد انجام دهد ؟
استاد مزاری : حزب وحدت يک خواسته دارد و آن اينکه حقوق مليت های که در افغانستان وجود دارند و در جهاد و مبارزه ۱۴ ساله سهم داشته ٬ اين در حکومت فعلی در نظر گرفته شود و مردم تشيع که ۲۵ در صد اين جمعيت را تشکيل می دهد در همه تصميمگيری ها از جمله تشکيل دولت ٬ شورای قيادی و شورای جهادی ٬ اين ۲۵ درصد را بايد برای شان سهم بدهند . باقی مليت ها هم به تناسب موجوديت ملی شان . در غير آن صورت اين حکومت برای ما قابل قبول نيست .
خبرنگار بی بی سی از آقای عبدالعلی مزاری پرسيد که حزب وحدت اسلامی ٬ موضع جهاد اسلامی در پيش گرفته بود ٬ آيا اين موضع را اکنون کنار گذاشته و صرفا برای حقوق اقليت ها و ساير گروه های قومی تلاش می کند ؟
استاد مزاری : « بلی ٬ موقف حزب وحدت اسلامی در آن وقتی که حکومت دست نشانده بود و روس ها دخالت کرده بود ٬ موقفش ٬ موقف جهادی بود . جهاد می کرد تا روس ها از اينجا بيرون رفت و دولت دست نشانده سرنگون شد . اما حال که حکومت در دست خود مردم است ٬ بايد حقوق مليت ها و اقشار مردم در نظر گرفته شود برای تعيين دولت . »
آقای عبدالعلی مزرای همچنين گفت که حزب وحدت اسلامی خواستار به وجود آمدن يک سيستم فدرالی در افغانستان و شناسايی رسمی کليه گروه های قومی توسط دولت است . اما در حال حاضر تمام تلاش دولت اسلامی افغانستان ٬ ايجاد وحدت در ميان نيروهای مختلف مجاهدين است تا امنيت را در کابل و سراسر کشور تضمين نمايد . کرس پاور خبرنگار بی بی سی از آقای عبدالعلی مزاری پرسيد که آيا امکان دارد که افغان ها اختلافات قومی خود را ناديده بگيرند و صرفا به عنوان مردم افغانستان در کنار همديگر زندگی کنند ؟
استاد مزاری : « اينکه بايد روی يک معيار باشد ٬ افغان ها باهم زندگی بکنند ٬ بلی . هيچکس نمی گويد باهم زندگی نمی کنيم . همه می گويد باهم زندگی می کنيم . ولی در حکومتی که برای آينده ما تشکيل می شود و سرنوشت ما در گرو آن حکومت است ٬ همهء ما سهيم باشيم . يعنی خود ما اين حکومت را تشکيل بدهيم . طبق حقوق مساوی اين را می خواهد . اما همين رقم که حکومت بکنند ٬ يک طبقه ای يا يک نژادی ٬ اينکه عادلانه نيست . ۱۴ سال مبارزه برای اين نيست که از زير ظلمی فرار بکنيم و به ظلم ديگر تسليم شويم . »
کرس پاور در خاتمه گفتگوی خود با سخنگوی حزب وحدت اسلامی به اين موضوع اشاره می کند که نظريات اين حزب بايد به حساب آورده شود و تا زمانی که آنها در دولت شرکت داده نشوند ٬ حمايت کامل ايران از دولت تازه اسلامی افغانستان مورد ترديد خواهد بود .
برگرفته شده از مجله « حبل الله » شماره های ۹۴ - ۹۳ - ۹۲